من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه اما اشکات رو نگه دار نذار این جوری بریزه حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی من نگاهت بکنم تا تو چشام عشقو ببینی بدجوری دیوونتم من فکر نکن این اعتراضه همیشه نبودن تو کرده این دل رو کلافه می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده اما بعد دیدم یه عشقه تازه اندازه اش زیاده بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن من بدون تو می میرم بیا و به من کمک کن
:: برچسبها:
اما اشکات رو نگه دار نذار این جوری بریزه, اما بعد دیدم یه عشقه تازه اندازه اش زیاده, اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده, بازکه ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه, باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد, بدجوری دیوونتم من فکرنکن این اعتراضه, بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن, حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی, سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه, شعر طاقت, طاقت, متن آهنگ طاقت مهستی, من بدون تو می میرم بیا و به من کمک کن, من نگاهت بکنم تا تو چشام عشقو ببینی, من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد, من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه, مهستی, می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من, می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من, همیشه نبودن تو کرده این دل رو کلافه,
یه غریبه با من تو این خونست که به تو خیلی شباهت داره پیرهنی که تنشه مال توئه جای تو گوشی رو بر میداره همون آهنگی رو که دوست داشتی با خودش تو خلوتش میخونه ولی با من سرده با اینکه همه چیزو راجبم میدونه این نمیتونه تو باشی مگه نه؟ خالی از تو فقط جسم توئه هر جا که هستی منو میشنوی بگو این سایه هم اسم توئه منو میبوسه و بی تفاوته، باورم نمیشه اینه سهمم دیگه انگار بین ما چیزی نیست وقتی لمسم میکنه میفهمم اولین بار بهش شک کردم وقتی دیدم که دروغم میگه وقتی دیدم که به سمتش میرم از نگاش گرم نمیشم دیگه یه غریبه که صداش مثل توئه ولی حرفاش مثله حرفای تو نیست وقتی میشینه کنارم انگار دوست دارم بگم نشین جای تو نیست این نمیتـــــــــــــــــــــــــونه تو باشی ….
رفاقتو تو حقه من امشب تموم کردی رفیق گرفتی از من دستای عشقمو نامرد نارفیق دارم میبینم اون روزو، نه اون تورو بخواد نه تو نه راهه برگشت واسه من، نه راهه جبران واسه تو
چه حالی داشتم، حاله اون روزامو داری تو الان تو دسته من بود، دستای اون که تو دستته الان یه روز به حرفم میرسی، امروزو یادت بمونه رفتنی میره میدونم، محاله یارت بمونه
نارفیق بودی برام آهای نارفیق بودی برام آهای رفیقه بامرام زخمه کاریتم نذاشته باله پروازی برام دلتم خنک بشه، پره دستم جای تیغ ضربه ی آخرتم، به هدف خورده دقیق
فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم، اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است، صبور باش و درکم کن. یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم. برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم… . وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن. وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر. وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو. وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده… همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی… زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو… روزی خود میفهمی. از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو. یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم. کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم. فرزند دلبندم، دوستت دارم.
:: برچسبها:
فرزند,
عزیز,
پدر,
مادر,
سوالات,
لباس,
عصبانی,
عکس,
دلنوشته,
منظره,
عکس بچه,
اس ام اس,
,